دوست شهیدت کیه؟

سلام برای یافتن دوست شهیدبروید به وبلاگ دوستان(محمدجوادمیرزابیگی یا مهندسی معکوس ۲سیده تا خدا)

راه درمان خود ارضایی

راه درمان خود ارضایی:

(آیات و روایات در این زمینه):

1.خود ارضایی يکي از گناهان کبيره است که وعده عذاب به انجام دهنده آن داده شده.

2.خود ارضایی یعنی :ارضاء غريزه جنسي از راه غير طبيعي مثل ماليدن به اعضاء خود يا اعضاي ديگري غير از همسر

3.این گناه کبیره تعزير دارد (يعني چنين فردي طبق حکم حاکم شرع بايد حد(شلاق) بخورد)

4.در قرآن به اين گناه اشاره شده-آن جا که فرموده: و من ابتغي وراء ذلک فاولئک هم العادون-سوره مومنون:آیه :7

لطفا با حوصله تا آخر بخوانيد

ادامه نوشته

حضرت قاسم ع

دیدند عاجزند ز جنگ برابرش

ریختند بی هوا همه ی خصم بر سرش

گفتند تیغ اگر که ندارید سنگ هست

باران شروع شد به سر جسم اطهرش

از بس که سنگ بر تن بی جوشنش زدند

سالم نبود جایی از آن بال پرپرش

ادامه نوشته

حضرت قاسم ع

از بس که شکستند تو را برگ و بری نیست

خون تو به جا مانده ولی بال و پری نیست

هر چند برایت پدری کرده ام اما

صد شکر کنار بدن تو پدری نیست

نیمی ز غم اکبر و نیمی ز غم تو

 

ادامه نوشته

حضرت قاسم ع

بس كه شمشير تنم خورد ز پا افتادم

اي عمو جان به كنارم تو بيا افتادم

جاي قاسم همه شب دامن پر مهر تو بود

باورت نيست ببيني به كجا افتادم

ادامه نوشته

حضرت قاسم ع

امان ز لحظه يِ آخر كه دست و پا مي زد

عموي بي كس خود را فقط صدا مي زد


امان ز تشگي و پا كشيدنش بر خاك

كه مُهر ِ داغ ِ دلش را به كربلا مي زد


 

ادامه نوشته

حضرت قاسم ع

این سنگ ها كه دور و برت را گرفته اند

چون تیغ تیز بر بدنت جا گرفته اند

دیدند بی زره چو تن نازك تو را

با شدت تمام تری پا گرفته اند

چشمت زدند بس كه حَسن صورتی عمو!

ادامه نوشته

عبدالله بن حسن ع

در رگ رگش نشانه ی خود کریم بود
او وارث کمال پدر از قدیم بود
دست عمو به گیسوی او چون نسیم بود
این کودکی شهید که گفته یتیم بود؟
وقتی حسین سایه ی بالای سر شود
کو آن دل یتیم که تنگ پدر شود؟

ادامه نوشته

بحرطویل عبدالله بن حسن ع

همه رفتند و پريدند و گذشتند، چرا من ؟ز چه رو من؟ چه كنم؟ آه ، چرا ؟ آه ،كه جا مانده و وامانده ام و زار و پريشان،همه رفتند و پريدند،چرا نوبت من نيست؟ چرا بال و پرم بسته ای و در قفس انداخته ای ؟ بال و پرم سوخت رهايم كن از اين بند ، از اين دام ، اميد حرم عمّه چه كنم ؟ آه ، پريشان تر از اين دشت ، از اين خيمه بی مرد، از اين تربت طف ديده و جامانده ام ای داد ، ببين كار تمام است،

استاد سازگار

ادامه نوشته

شعرعبدالله بن حسن ع

عمو رسيدم و ديدم؛ چقدر بلوا بود!
سر تصاحب ِ عمامه ي تو دعوا بود
به سختي از وسط نيزه ها گذر كردم
هزار مرتبه شكر خدا كمي جا بود!

ادامه نوشته

از شاه تا گدا همه رو سوی به او کنند

حضرت عباس(ع


قربان عاشقی که شهیدان کوی عشق

در روز حشر رتبۀ او آرزو کنند

عباسِ نامدار که شاهان روزگار

از خاک کوی او طلب آبرو کنند

 


ادامه نوشته

به گمانم که قرار است نبینم رویت

این من و هجر تو و حال به هم ریخته ام

رحم کن بر من و احوال به هم ریخته ام

منم آن عاشق جامانده ی روز عرفه

سر به زیرم سر اعمال به هم ریخته ام

 



ادامه نوشته

گفتم که بی قرار تو باشم ولی نشد

امام زمان(عج)


گفتم که بی قرار تو باشم ولی نشد

تنها در انتظار تو باشم ولی نشد

گفتم به دل که جلب رضایت کند نکرد

گفتم که جان نثار تو باشم ولی نشد

 

 



ادامه نوشته

تازه به زخم های کف پاش می رسیم

 

حضرت رقیه(س)


از دشت پربلا و مکانش که بگذریم

از ظهر داغ و بحث زمانش که بگذریم

یک راست می رسیم به طفل سه ساله ای

از انحنای قد کمانش که بگذریم

از گم شدن میان بیابان کربلا

یا از به لب رسیدن جانش که بگذریم

 

ادامه نوشته

این پیرمرد بی تو زمین گیر می شود

خواهم که بوسه ات زنم اما نمی شود

جایی برای بوسه که پیدا نمی شود

لب را به هم بزن و نفس زن که هیچ چیز

شیرین تر از شنیدن بابا نمی شود

این پیرمرد بی تو زمین گیر می شود

 

ادامه نوشته