آزادی وحدود آن
اساسا خداوند انسان را آزاد آفریده و به او اجازه نداده که خود را در اختیار خیالات و توهمات قرار دهد و انبیاء و اولیائش را فرستاده تا انسانها را از اسارت طاغوتها و هواهای درونی نجات دهند
محدودهي آزادي چقدر است؟
۱.انسان در ریختن آبروی دیگران آزاد نیست: ولي در جايي که حق انسان پايمال ميشود ميتواند به عنوان اظهار تظلم و فريادخواهي غيبت کند.
«خداوند دوست ندارد کسي با سخنان خود بديهاي ديگران را اظهار کند مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد.» (نساء- 148)
2.انسان در مسخره کردن ديگران آزاد نيست.
اي کساني که ايمان آورده ايد نبايد گروهي از مردان شما گروهي ديگر را مسخره کنند. (حجرات-11)
3.عدم آزادي انسان در ورود به منزل ديگران بدون اجازه
در خانه هايي که خانه خودتان نيست وارد نشويد مگر اين که اجازه بگيريد (نور- 27)
بدون اجازه به نوشته جات دیگران نگاه کردن وبه وسایل شخصی دیگران سرک کشیدن حرام است.
4.انسان حق ندارد اموال خود را در اختيار افرادي قرار دهد که باعث از بين رفتن و هدر دادن پول ميشوند.
اموال خود را که خداوند وسيله قوام زندگي شما قرار داده به دست سفيهان نسپاريد.
دنياپرستي، جاه طلبي در واقع انسان را از آلودگي خارج ميکند و به اسارت ميگيرد و انسان را اسير پول و مقام ميکند به ظاهر آزاد است ولي در واقع اسير مال و مقام و شهوت است.
وقتي خليفه سوم به خلافت رسيد، ابوذر به دليل تضييع بيت المال همواره به او اعتراض ميکرد. روزي خليفه سوم کيسهاي پر از طلا به غلامش داد و به او گفت اين کيسه را به ابوذر بده اگر پذيرفت تو را آزاد ميکنم. غلام کيسه را آورد ولي ابوذر نپذيرفت. غلام گفت اگر بپذيري من آزاد ميشوم. ابوذر گفت: آري، تو آزاد ميشوي ولي من بنده و اسير ميگردم.
آزاد واقعي کسي است که از قيد و بندها و تعلقات بي ارزش مادي، رها و آزاد است.
5-آزاد واقعی:امام علي (عليه السلام): من ترک الشهوات کان حُراً (تحف العقول/ 99).
هر کس که خواستههاي نفساني را ترک کند آزاده است.
و چه زيباست اين کلام سيدالشهداء در روز عاشورا وقتي به حر به رياحي چنين فرمود که:
انت الحر في الدنيا و الآخرة کما سمتک امک حرا
حر زماني از طرف سيدالشهداء «حر» ناميده شد که از زير بار اسارت جلادان و ستمگران و دنياپرستان بيرون آمد و توبه کرد و به سپاه اباعبدالله الحسين پيوست.