مريم به سرپرستي امور معبد و پرستش و عبادت در آن گمارده شده بود، وي از مردم كناره گيري كرد و در قسمت شرقي معبد، اقامت گزيد تا خدا را در آنجا پرستش كند.

خداوند روح خود جبرئيل كه فرشته‌اي حيات بخش است را به سوي مريم فرستاد. در شكل يك انسان كامل و خوش منظر. مريم با تقوا و پاكدامن از وجود مردي در خلوتگاه خودش به وحشت افتاد و گفت من به خداي رحمان، از شر تو پناه مي‌برم تا عفت و پاك دامني ام را حفظ كند. اگر از خدا مي‌ترسي و از او بيمناكي از من دور شو. جبرئيل به او گفت، من از جنس بشر نيستم بلكه فرشته‌اي از فرشتگان خدا هستم كه مرا فرستاده تا به تو فرزندي شايسته و پرهيزكار با خير و بركت عطا كنم. مريم از اين سخن شگفت زده شد و لرزه بر اندام او انداخت و پرسيد چگونه ممكن است در حالي كه دست بشري به من نرسيده و تبه كار هم نبوده ام. جبرئيل پاسخ داد خداوند فرموده كه آفرينش پسري بدون پدر بر من آسان است تا نشانه‌اي بر عظمت قدرت من باشد.

جبرئيل از نفس خودش بر مريم دميد و همان لحظه باردار شد. مريم درباره سخنان مردم به اضطراب افتاد و از چشم مردم خود را درو ساخت و زماني كه درد زايمان به سراغش آمد، درد او را به سوي تنه نخلي كشاند و بر آن تكيه زد و به ياد تهمت‌‌هاي ناروايي كه در انتظارش بود افتاد. اما لطف الهي به سرعت شامل حال او شد و صداي جبرئيل را شنيد كه‌اي مريم محزون نباش پروردگارت زير پاي تو چشمه آبي پديد آورده است و اگر تنها تنه درخت خرماي خشكيده‌اي را كه به آن تكيه داده‌اي تكان بدهي، رطب تازه برايت فرو مي‌ريزد. پس از رطب تازه بخود و از آب چشمه بنوش و خيالت آسوده باشد و اگر مردم ديدي بگو من براي خداروزه سكوت گرفته ام. پس مريم در حالي كه مسيح را در آ‌غوش گرفته بود به نزد قومش آورد.

آنها گفتند‌اي مريم به راستي چيز ناپسندي آورده اي. نه پدرت مرد بدي بود و نه مادر زني بدكارده! پس مريم به سوي نوزاد اشاره كرد. گفتند چگونه با كودكي كه در گهواره است سخن بگوئيم و به خشم آمدند.

زيرا پنداشتند مريم آنها را به تمسخر گرفته است.

آن گاه عيسي به سخن در آمد و گفت: منم بنده خداوند كه به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است و وجودم را با بركت گردانده است و تا زنده ام مرا به نماز و زكات سفارش كرده است و مرا به نيكي و مهرباني نسبت به مادرم دستور داده و مرا فردي ستمكار قرار نداد و در اثر گناه شقاوتمند نساخته مرا و درود بر من روزي كه زاده شدم و روزي كه مي‌ميرم و روزي كه برانگيخته مي‌شود. (مريم / 16 – 33)

نكات:

1. مريم از خلوت با نامحرم به وحشت مي‌افتد.

2. پنا مي‌برد به خدا براي حفظ عفت و پاكدامني

3. شروع به نصيحت و امر به معروف و نهي از منكر مي‌كند.

4. از تو حركت از خدا بركت

5. رطب تازه و آب چشمه بهترين خواركي و نوشيدني براي زني كه تازه زايمان كرده. كه جزء معجزات عملي قرآن است. ( 13 عنصر حياتي و 5 نوع ويتامين در خرما وجود دارد و كاملترين غذا در آن شرايط است.)

6. اگر انسان اهل نماز، زكات و نيكي به پدر و مادر و ستمگر نباشد وجودش باعث خير و بركت است مثل عيسي‌ (عليه السلام) به هر جا قدم مي‌گذاشت كشاورزي رونق مي‌يافت، درختان پر ميوه مي‌شدند و مشكلات معنوي مردم را حل مي‌كرد و مريضان را شفا مي‌بخشيد.