به مادر موسي الهام كرديم كه او را شير بده و هنگامي كه بر جان او ترسيدي به دريايش بيفكن و نترس و اندوهگين مباش ما او را به تو باز مي‌گردانيم و او را از پيامبران قرار مي‌دهيم.

انجام اين كار براي او بسيار سخت بود چرا كه عاطفه مادري و خطرات مختلفي كه در رود خروشان نيل ممكن بود اتفاق بيافتد او را نگران مي‌كرد و مانع اين عمل مي‌گشت. اما او به وعده‌‌هاي الهي اعتماد كرد و اين اعتماد را با عمل نشان داد. موسي را در نيل خروشان افكند.

امواج به اذن خدا موسي را، سالم به درون كاخ فرعون بود. فرعوني كه چندين هزار كودك را كشته بود. خاندان فرعون كودك را گرفتند. خداوند محبت موسي را در دل آسيه همسر فرعون قرار داد. آسيه گفت ما بايد او را به فرزندي قبول كنيم.

و فرعون پدر خوانده همان پسري شد كه به خاطر او هزاران كودك را كشته بود!!!

مادر موسي دلش غصه دار كودك شد و نزديك بود فرياد بزند و همه را از ماجراي كودك خبر دار كند. خداوند با دست اعجازش قلب مادر را آرام كرد. خواهر موسي صندوق را تعقيب كرده بود. ديد كه فرعونيان آن را از آب برداشتند و موسي را در آغوش گرفتند.

موسي گرسنه شده و شير مي‌خواهد. زنان شيرده را آوردند خداوند كه فرموده بود كار را به دست من بسپار و ناراحت نباش، كاري كرد كه موسي پستان هيچ دايه‌اي را قبول نكرد. موسي گريه مي‌كرد و سر و صداي او در كاخ فرعون پيچيده بود. ماموران به دنبال دايه‌اي كه مشكل گشاي آنها باشد گشتند تا به خواهر موسي بر خورد كردند. او به ماموران گفت آيا مي‌خواهيد شما را به زني آشنا كنم كه بتواند شير دهي نوزاد شما را بر عهده گيرد. ماموران قبول كرد ند و خوشحال شدند و مادر موسي را به قصر بردند. به اين ترتيب، خداوند موسي را به مادرش بازگرداند تا چشمش روشن گردد و غصه نخورد و بداند كه وعده خدا حق است ولي اكثر مردم نمي‌دانند. (قصص/ 7 – 13)

نتيجه:

1. بيائيم به وعده‌‌هاي خداوند اعتماد كنيم و در اين راستا عمل كنيم به عنوان مثال وقتي خداوند در سوره نور آيه 32 مي‌فرمايد: زنان و مردان مجرد خود را همسر دهيد (و از فقر نترسيد) اگر آنها فقير باشند خداوند آنها را به فضل خويش بي نياز خواهد كرد» به اين حرف اعتماد كنيم و در بحث ازدواج بهانه جويي نكنيم. ازدواج را به تاخير نياندازيم، شرايط ازدواج را سخت نگيريم، مهريه را بالا قرار ندهيم، انتظارات مالي سخت از داماد نداشته باشيم.

2. همه امور عالم به دست خداست. ما به خد ااعتماد كنيم، خداوند خودش بهتر مي‌داند كه چه كار كند. دريا را أمن مي‌كند. دشمن را دوست مي‌كند، قاتل كودكان(فرعون) را سرپرست موسی مي‌كند، شير ديگران را بر موسي حرام كرد.

3. مادر موسي مي‌خواست او را با ترس و سختي بزرگ كند ولي در اثر اطاعت فرمان الهي موسي در امنيت و آسايش در كاخ فرعون زندگي مي‌كند و در كنار مادر.

4. خداوند وعده داده اگر گناه نكنيد و تقوي داشته باشيد روزي شما، آسايش شما، رفاه شما را در دنيا و آخرت تامين كند. يوسف گناه نكرد، از بردگي به پادشاهي رسيد.