بني اسرائيل در اثر معاشرت طولاني با مصريان، آثار بت پرستي در دل آنها ريشه داشت و يكي از مظاهر آن گوساله پرستي بود.

قبل از اين كه موسي براي مناجات با خداي خويش از شهر بيرون رود، مردم را در جريان گذاشته بود كه غايب بودن وي از آنها سي روز به طول مي‌انجامد وقتي به موسي دستور داده شد كه ده روز ديگر روزه بگيرد و ايام غايب بودنش طولاني شد، آن را تاخير تلقي كردند و گفتند: موسي به وعده‌اي كه به ما داده بود عمل نكرد. اينجا بود كه انديشه شرارت و تبهكاري در درون سامري بر انگيخته شد و از زيور الات همراه بني اسرائيل گوساله‌اي از طلا به گونه است كه هنگام دميده شدن باد در آن از دهان آن گاو صدايي مانند گاو خارج مي‌شد و سپس دستور داد آن را پرستش كنند.

هارون به مخالفت با مردم برخاست اما موفق نشد بني اسرائيل را منصرف كند و آنها بر گوساله پرستي پافشاري كردند. خداوند به موسي وحي كرد كه سامري آنها را گمراه كرده. موسي با خشم و اندوه از گمراهي قوم نزد آنان برگشت. قوم گفتند سامري به ما گفت طلاهايي را كه از مصري‌‌هاي گرفته ايد درون آتش بياندازيد تا خداوند از شما راضي گردد و ما سخن او را باور كرديم و او چنين گوساله‌اي را ساخت و ما را گمراه كرد.

موسي با خشم و عصبانيت به سامري گفت اين چه فتنه‌اي بود كه به پا كردي؟ سامري گفت هواي نفس چنين كاري را برايم زينت داد موسي بدو گفت از پيشم برو، تو در زندگي به بيماري مبتلا مي‌شود كه همه از تو متنفر مي‌شوند و پيوسته مي‌گويي لامساس يعني كسي به من نزديك نشود و در آخرت هم جايگاهت دوزخ است و بدين ترتيب سامري از تماس و برخورد هر گونه انساني احساس درد و ناراحتي مي‌كرد و هر گاه به شخصي بر مي‌خورد، مي‌ترسيد با او تماس بگيرد و به او مي‌گفت لا مساس و سپس موسي به سمت گوساله رفت و آن را سوزانده و قطعه‌‌هاي آن را به دريا افكند.

بني اسرائيل از لغزش خود پشيمان شده و از پروردگار خود طلب آمرزش كردند. خداوند به موسي وحي كرد توبه آنها زماني صحيح است كه نفس خويش را بكشند. چرا كه گناهي بسيار بزرگ مرتكب شده بودند وقتي شروع به توبه كردند خداوند دستور را لغو كرد و آنها كه كشته شده بودند آمرزيده شدند و باقي ماندگان نيز بخشيده شدند.

نکات:

۱-ترک مخاصمه بیش از حد توسط هارون بخاطر ترس از تفرقه

۲-نحوه توبه متناسب با گناه

۳-طرد فتنه گران از جامعه یک دستور قرآنی است

۴-از بین بردن مطالب گمراه کننده (کتاب -فیلم و....)واجب است