تواضع رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم
از نمونههاي تواضع و فروتني آن حضرت اين بود كه وي كفش خود را پينه و لباسش را وصله ميزد و در كارهاي خانه با خانواده اش همكاري ميكرد به كمك آنها گوشت خرد ميكرد و با حيا ترين انسان ها بود و به چهره كسي خيره نميشد. به پرسش برده(مثل کارگران جامعه ما) و شخص آزاد پاسخ ميگفت و به گونهاي در جمع يارانش مينشست كه آخر مجلس واقع شود. اگر كسي در مورد نيازي كه داشت با او مينشست و سخن به درازا ميكشيد، حضرت حوصله به خرج ميداد تا آن كه فرد خودش سخن را كوتاه ميكرد و كسي كه حاجتي از او ميخواست آن را برآورده مينمود و يا حد اقل در زمينه بر آورده شدن نيازش با او سخن ميگفت.
روزي عدي بن حاتم وارد مجلس شد و روي فرش جايي براي نشستن نبود حضرت عباي خود را روي خاك انداخت تا عدي روي آن بنشيند. اما وي احترام به عباي پيامبر گذاشت و آن را بوسيد و روي خاك نشست.
روزي ديگر همراه با اصحاب از راهي عبور ميكردند. پير زني را ديدند كه ميخواست مشك بزرگ آبي را بر دوش نهاده و به خانه ببرد. اما توان نداشت. پيامبر به سوي او شتافت و از او اجازه گرفت و مشك را برايش حمل كرد. به خانه آن پير زن رسيدند و مشك را بر زمين نهاد و خدا حافظي كرد. فرزندان پير زن پيامبر را شناختند و به مادر گفتند آيا ميداني او كيست؟ پير زن گفت: نميدانم او كيست؟ فرزندان گفتند او همان كسي است كه در دعاي بعد از نماز هايت هميشه ديدار و زيارت او را از خدا طلب ميكني، او رسول خدا حضرت محمد است. پير زن از سويي غرق شادي و از سويي ناراحت شد و به سوي پيامبر دويد. و از رسول خدا عذر خواهي كرد و عرض كرد به خدا قسم شما را نميشناختم و الا اجازه حمل اين مشك را به شما نميدادم. حضرت تبسمي كرد و فرمود ناراحت نباش من به سوي شما آمده ام تا ياريگر شما باشم و بارهاي سنگين گمراهي و جهالت را از دوش شما بردارم.
و به تحقيق سيره و روش زندگي رسول الله براي شما الگويي است نيكو.