خدمت به خلق و برطرف کردن حوائج مردم در زمينه‌هاي مختلف :احتياجات مادي و معنوي (خدمت به دين و دنياي مردم) از مواردي است که باعث نزول برکات خداوند مي‌شود. در حالات مرحوم شيخ حسن علي اصفهاني که از بزرگان اهل معرفت بوده و کرامات بسيار زيادي از اين عارف ديده و شنيده شده، گفته اند وقتي که از ايشان پرسيدند چه چيزي شما را به اين مقامات رسانيد، فرمودند بعد از تقوي، احترام به سادات و خدمت به خلق در واقع اگر بخواهيم دقيق بدانيم که چه آياتي درباره‌ي خدمت به خلق در قرآن آمده، تمام آياتي که درباره‌ي ارسال پيامبران است همه بر مي‌گردد به خدمت به خلق. در واقع انبياء الهي و اولياي خدا، بيشترين و بهترين خدمات را در زمينه نجات مردم از جهل و گمراهي و نيز نجات از فقر و استثمار ستمگران ارائه داده اند.

در يک تقسيم بندي دقيق و ساده آيات خدمت به خلق عبارت است از

1- خدمت به مردم در مسائل معنوي و تربيت و هدايت انسان‌ها که مهمتر از خدمت در زمينه مادي و دنيوي است

2- خدمت به مردم در رفع احتياجات دنيايي و مادي آن ها.

نمونه هايي از آيات

1- سوره بقره آيه 125: ما به ابراهيم و اسماعيل امر کرديم که خانه مرا براي طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجود کنندگان پاک و پاکيزه کنيد.

2- سوره کهف 79 تا 82: خداوند خضر را مأمور مي‌کند تا کشتي رابشکند تا غاصبان ظالم کشتي مساکين را غصب نکنند و نيز ديوار درحال فرو ريختن را تعمير مي‌کند تا گنج يتيمان محفوظ بماند.

3- سوره کهف 83 تا 98: ماجراي سفرهاي ذوالقرنين و ياري اقوامي که از او کمک مي‌خواستند و او آن‌ها را کمک کرد.

4- سوره قصص 23 و 24: خدمت موسي عليه السلام به دختران شعيب عليه السلام

به چند روايت هم در اين زمينه اشاره مي‌کنيم (مضمون روايات).

1- امام صادق: خداوند مي‌گويد مردم خانواده‌ي من هستند (مي خواهيد بدانيد کداميک از شما را بيشتر دوست دارم) محبوب ترين شما کسي است که بيشتر به مردم لطف بکند و تلاش بکند در رفع احتياجات آن‌ها (کافي/2/199).

2- (پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله و سلم): مرا در خانه فقراء پيدا کنيد.

3- رحم کن تا به تو رحم شود(اِرحَم تُرحَم).

4- مرحوم حاج اسماعيل دولابي:به خانه فقراء برويد تا غني مطلق هم به خانه دل شما سر بزند.

5- طيب شخصي بوده با يک سابقه بد در شراب خواري و عربده کشي که توبه کرد و شهيد شد.

يکي از بزرگان اخلاق مي‌فرمودند: طيب چند تا خصوصيت ويژه داشته که باعث شد خداوند دست او را بگيرد.

1- پول مي‌داد به اشخاصی که سرمايه براي کاسبي نداشتند.

2- خيلي غيرتي بود و به ناموس خيلي اهميت مي‌داد.

زن علويه‌‌اي را ديد که با بچه هاش بي خانه مانده بودند شب آن‌ها را برد خانه خواهرش گذاشت، فردا صبح يک خانه تهيه کرد و آن زن را فرستاد خانه.