کشتی پهلو گرفته...
ای آفتاب من ، ز چه رو رو گرفته ای؟
کشتی شکسته ام، ز چه پهلو گرفته ای؟

ای آفتاب من ، ز چه رو رو گرفته ای؟
کشتی شکسته ام، ز چه پهلو گرفته ای؟


با بستر و مریضی و روی کبود خود
ای ماه خانه ام نکند خو گرفته ای؟


خود دیده ام که دست به دیوار میروی
از کیمیای اشک تو دارو گرفته ای!


دست مرا بگیر زجایت بلند شو
قربان دست تو که به زانو گرفته ای


(عجل وفاتی) ات کمر عمر من شکست
زهرا(س) چه زود سمت پدر سو گرفته ای

دیدم پیامبر که بر آن بوسه میزند
دستی که در قنوت به بازو گرفته ای

با خنده ات به قلب نزارم شرر مزن
چون پاره آتشی که به گیسو گرفته ای


شاید برای مرهم قلب شکسته ام
نان می پزی و دست به جارو گرفته ای

امشب بیا و بهر خودت هم دعا بکن
آهوی من که ذکر به (یاهو) گرفته ای

با بستر و مریضی و روی کبود خود
ای ماه خانه ام نکند خو گرفته ای؟


خود دیده ام که دست به دیوار میروی
از کیمیای اشک تو دارو گرفته ای!

دست مرا بگیر زجایت بلند شو
قربان دست تو که به زانو گرفته ای


(عجل وفاتی) ات کمر عمر من شکست
زهرا(س) چه زود سمت پدر سو گرفته ای

دیدم پیامبر که بر آن بوسه میزند
دستی که در قنوت به بازو گرفته ای

با خنده ات به قلب نزارم شرر مزن
چون پاره آتشی که به گیسو گرفته ای

شاید برای مرهم قلب شکسته ام
نان می پزی و دست به جارو گرفته ای


امشب بیا و بهر خودت هم دعا بکن
آهوی من که ذکر به (یاهو) گرفته ای