لطفاباحضور قلب بخوانید

اگر چه تو طبیبی و دوا درست میکنی

گهی برای خیر ما بلا درست میکنی


از این طرف همیشه بارها خراب میکنم

 از این طرف همیشه بارها خراب میکنم

کنار تو غریبه های شهر نیز راحتند

تویی که از غریبه آشنا درست میکنی


گدای آستانه ات شدن به دست من نبود

 تو با کریمی خودت گدا درست میکنی

 اگر چه من خجل شدم اگر چه سنگ دل شدم

تو از وجود سنگ هم طلا درست میکنی


من از گناه خسته ام از اشتباه خسته ام

بجان مادرت بگو مرا درست میکنی؟

از این دلی که سالهاست بندگی نکرده است

فقط تویی که بنده ی خدا درست میکنی


تو یک غروب میرسی و گنبد بقیع را

شبیه گنبد امام رضا درست میکنی


تو را قسم به گریه های زیر قبه ی حسین

برای ما بساط کربلا درست میکنی؟

برای ما محبت حسین را جور میکنی؟

شاعر را نمی شناسم خدا به ایشان توفیق دهد