لطفاباحضور قلب بخوانید
کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست
قطره شدم که راهی دریا کنی مرا
پیش طبیب آمده‌ام، درد می‌کشم
شاید قرار نیست مداوا کنی مرا
من آمدم که این گره ها وا شود همین!
اصلا بنا نبود ز سر وا کنی مرا
حالا که فکر آخرتم را نمی­کنم
حق می­دهم که بنده دنیا کنی مرا
من، سالهاست میوه ی خوبی نداده‌ام

من سالهاست میوه ی خوبی نداده ام

وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا؟
آقا برای تو نه ! برای خودم بد است
هر هفته در گناه، تماشا کنی مرا
من گم شدم ؛ تو آینه‌ای گم نمی‌شوی

من گم شدم ؛ تو آینه‌ای گم نمی‌شوی

وقتش نشد بیائی و پیدا کنی مرا؟؟
این بار با نگاه کریمانه‌ات ببین

این بار با نگاه کریمانه‌ات ببین

شاید غلام خانه زهرا کنی مرا

شاعر صاحب دل این شعر زیبا را نمی شناسم-خداخیرش دهد