روضه حضرت علی اصغر_علیه السلام_
انگار آتشيست در آواي هر گلو
وقتي كه باز ميشكند بغض در گلو
يك طفل شيرخواره و تير سه پر... گلو
وقتي كه ديد بي زره و بي سپر گلو
سهم پدر جگر شد و سهم پسر گلو
بر روي دست معجزه... شق القمر... گلو
برخواست بانگ هلهله از ناي هر گلو
فكر غنيمتند خدايا مگر گلو...؟
طاقت نمانده است ولي نيزه در گلو...
چشمان مادري شده خيره بسوي ني
وقتي كه باز ميشكند بغض در گلو
يك طفل شيرخواره و تير سه پر... گلو
وقتي كه ديد بي زره و بي سپر گلو
سهم پدر جگر شد و سهم پسر گلو
پيشي گرفت از لب بابا سه شعبه اي
در عرصه ي مسابقه ي بوسه بر گلو
بر روي دست معجزه... شق القمر... گلو
برخواست بانگ هلهله از ناي هر گلو
فكر غنيمتند خدايا مگر گلو...؟
طاقت نمانده است ولي نيزه در گلو...
چشمان مادري شده خيره بسوي ني
علیرضا حیدری
+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 0:41 توسط امیر گل پور
|