آزاده نيست هركه غلام حسين نيست
وقتي حسين آمد و دست مرا گرفت حس ميكنم كه دور و برم را خدا گرفت
بانيِّ روضه هايِ تو در عرش فاطمه ست در هيئتِ بهشت ، عزايِ تو را گرفت
سينه زنانِ تو همگي عيسَوي دَمَند پس ميشود ز نوكران تو هم شفا گرفت
عالم بدون كرب و بلا ارزشي نداشت عشق حسين آمد و دنيا بها گرفت
فردا اسير ِ هول قيامت نميشود امروز زير پرچمتان هركه جا گرفت
بوي بهشت ميرسد از هيئتِ حسين از بس ملك رسيد و سپس ارتقا گرفت
اذن زيارت حرمت دست زينب است بايد فقط ز خواهر تو كربلا گرفت
هنگامه ي قيامت دنيا مُحَرم است موج الحسين آمد و دل را فرا گرفت
هر ذره بي حسين زمين گير ميشود هر دانه اي ز خاك حسين گفت و پا گرفت
آزاده نيست هركه غلام حسين نيست واي از دلِ كسي كه به نام حسين نيست
بانيِّ روضه هايِ تو در عرش فاطمه ست در هيئتِ بهشت ، عزايِ تو را گرفت
سينه زنانِ تو همگي عيسَوي دَمَند پس ميشود ز نوكران تو هم شفا گرفت
عالم بدون كرب و بلا ارزشي نداشت عشق حسين آمد و دنيا بها گرفت
فردا اسير ِ هول قيامت نميشود امروز زير پرچمتان هركه جا گرفت
بوي بهشت ميرسد از هيئتِ حسين از بس ملك رسيد و سپس ارتقا گرفت
اذن زيارت حرمت دست زينب است بايد فقط ز خواهر تو كربلا گرفت
هنگامه ي قيامت دنيا مُحَرم است موج الحسين آمد و دل را فرا گرفت
هر ذره بي حسين زمين گير ميشود هر دانه اي ز خاك حسين گفت و پا گرفت
آزاده نيست هركه غلام حسين نيست واي از دلِ كسي كه به نام حسين نيست
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 17:49 توسط امیر گل پور
|