هجوم ناگهان و وای زینب!
هجوم ناگهان و وای زینب!
به سمت كاروان و وای زینب!
تن آقا بدون غسل و دفن و
بدون سایه بان و وای زینب!
شنیده شد صدای مادری كه
نشسته قد كمان و وای زینب!
رسیده بر سر گودال اما
خمیده ناتوان و وای زینب!
دوباره دست هایی را كه بستند
دوباره ریسمان و وای زینب!
دوباره كربلا غوغا و غوغا
دوباره سایه بان و وای زینب!
شب و صحرا و آتش، طفل و معجر
امان و الآمان و وای زینب!
دوباره گمشده در بین صحرا
دوتا از كودكان و وای زینب!
نمانده روی گوشی گوشواره
به لب ها نیمه جان و وای زینب!
برای دخترك های هراسان
نباشد پاسبان و وای زینب!
علی اكبر لطیفیان
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 0:2 توسط امیر گل پور
|