امشب بیا و صاحب این خسته جان توباش

با من بساز و بر سر من سایبان توباش

من از عذاب و آتش و هرمان فراریم

امشب برای بی کسی ام آستان تو باش

بال عروج بسته و پرهام ریخته

برمن حضور روش در آسمان تو باش

مرغ ذلیل وخسته و بی آشیان منم

بر این کلاغ رو سیه ات آشیان تو باش

من کودک فراری از لطف خانه ام

امشب برای من پدری مهربان تو باش

امشب برای نام علی دست من بگیر

امشب خدای مغفرت بی کران تو باش

من دوره گرد روضه ارباب بی سرم

رب غفور و جلوه گر مستعان تو باش

جان حسین توبه من را قبول کن

براین شکسته ساقه دگر باغبان تو باش

امشب که زیر چادر زهرا پناهم است

بخشنده ی گناه من جان گران تو باش

امشب اگر نبخشی از اینجا نمی روم

قلاده دست توست بیا چوپان توباش

می دانم اینکه آبرویم را نریختی

ستار من بیا و برایم امان تو باش