مناجات باامام زمان عجل الله فرجه
(امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف)
امسال هم گذشت ولی یار برنگشت
آشفته ام که ماه شب تار برنگشت
گفتم دوای درد من از راه می رسد
اما طبیب این دل بیمار برنگشت
وقتی کسی به دیدن یوسف نمی رود
حق می دهم که او سر بازار برنگشت
چشم انتظار، چشم ترم رو به جاده ماند
پنجاه و چند جمعه ودلدار برنگشت
من چه غروبها که نشستم به پای تو
آیه، قسم، بهانه و اصرار برنگشت
یک سال درگناه دلم را نظاره کرد
شکر خدا زما نظر یار برنگشت
با خود حساب کردم ودیدم که سالها
بیراهه رفت این دل و یک بار برنگشت
اوسالهاست آبرویم را خریده است
ابر کرم زعبد گنهکار برنگشت
اصلاً بدون او چه بهاری چه لذتی
بی او نسیم هم سوی گلزار برنگشت
این روزها به ماتم مادر نشسته است
مرثیه خوان ِ کوچه و مسمار برنگشت
سال جدید، سال فرج ،سال کربلاست
امسال هم گذشت ولی یاربرنگشت
+ نوشته شده در جمعه سی ام بهمن ۱۳۹۴ ساعت 21:51 توسط امیر گل پور
|